Konjugierte Form
خشخش کردند (صرف فعل rassen در زمان گذشته ساده، اول/سوم شخص جمع)
معانی و تعاریف rasselten:
- ایجاد صدای خشک، تیز و ممتد ناشی از برخورد اجسام سخت یا فلزی با یکدیگر (شکل گذشته فعل rasseln).
- به صدا درآوردن یا تکان دادن چیزی برای ایجاد صدا، اغلب به صورت ناگهانی و با شدت (شکل گذشته فعل rasseln).
- درهم آمیختن یا مخلوط شدن اجزای مختلف به گونهای که صدای نامطبوعی ایجاد شود؛ همچنین به معنای شکست خوردن یا ناکام ماندن در یک رقابت یا آزمون (شکل گذشته فعل rasseln).
جملات نمونه برای rasselten:
Die Ketten der Gefangenen rasselten bei jedem Schritt.
زنجیرهای زندانیان با هر قدم صدای تقتق میدادند.
Vor Kälte ließen seine Zähne unkontrolliert rasseln.
دندانهایش از سرما بیاختیار به هم میخوردند و صدا میدادند.
Der Kellner ließ die Gläser auf dem Tablett rasseln, um Aufmerksamkeit zu erregen.
پیشخدمت لیوانها را روی سینی به صدا درآورد تا جلب توجه کند.