rassenbiologisch

Aussprache: /ˈʁasn̩bioloˈɡiːʃ/
Worttrennung: ras·sen·bio·lo·gisch
صفت

نژاد زیستی، مربوط به زیست‌شناسی نژادی، تلاش برای توجیه نژادپرستی از نظر بیولوژیکی

Bedeutungen

1

مربوط به زیست‌شناسی نژادی، که اغلب در گذشته برای طبقه‌بندی انسان‌ها و توجیه تبعیض نژادی استفاده می‌شد.

  • Die rassenbiologische Theorie wurde längst widerlegt.نظریه زیست‌شناسی نژادی مدت‌هاست که رد شده است.
  • Er beschäftigte sich mit rassenbiologischen Studien.او به مطالعات زیست‌شناسی نژادی می‌پرداخت.
  • Diese rassenbiologische Einteilung ist wissenschaftlich nicht haltbar.این تقسیم‌بندی زیست‌شناسی نژادی از نظر علمی قابل دفاع نیست.