rassenbiologisch
نژاد زیستی، مربوط به زیستشناسی نژادی، تلاش برای توجیه نژادپرستی از نظر بیولوژیکی
Bedeutungen
1
مربوط به زیستشناسی نژادی، که اغلب در گذشته برای طبقهبندی انسانها و توجیه تبعیض نژادی استفاده میشد.
- Die rassenbiologische Theorie wurde längst widerlegt.نظریه زیستشناسی نژادی مدتهاست که رد شده است.
- Er beschäftigte sich mit rassenbiologischen Studien.او به مطالعات زیستشناسی نژادی میپرداخت.
- Diese rassenbiologische Einteilung ist wissenschaftlich nicht haltbar.این تقسیمبندی زیستشناسی نژادی از نظر علمی قابل دفاع نیست.