rastern

Aussprache: /ˈrastɐn/
Wortzerlegung: ras·tern
فعل

شبکه‌بندی کردن، نقطه‌بندی کردن

Beispiele

  • Aber keine Sorge, hat Ihr Bild seine endgültige Form gefunden, ''rastern'' Sie es einfach, um derartige Werkzeuge anzuwenden.اما نگران نباشید، وقتی تصویر شما شکل نهایی خود را پیدا کرد، کافیست آن را شبکه‌بندی کنید تا از چنین ابزارهایی استفاده کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تصویر یا گرافیک را به نقاط کوچک (پیکسل) تبدیل کردن، شطرنجی کردن (در چاپ و گرافیک)

  • Das Bild muss vor dem Druck noch gerastert werden.تصویر باید قبل از چاپ رستر شود.
  • Die Software kann Vektorgrafiken in Rastergrafiken rastern.این نرم‌افزار می‌تواند گرافیک‌های وکتور را به گرافیک‌های رستر تبدیل کند.