صفت
عاقلانه، مصلحتآمیز، توصیه شده، قابل توصیه
جملات نمونه برای ratsam:
Es ist ''ratsam,'' sich auf eine Prüfung gut vorzubereiten.
عاقلانه است که برای یک امتحان خوب آماده شوید.
Frühes Reservieren ist ''ratsam,'' denn beliebte Ziele sind schnell ausgebucht.
رزرو زودهنگام توصیه میشود، زیرا مقاصد محبوب به سرعت پر میشوند.