ratschten
پچپچ کردند، غیبت کردند
Bedeutungen
1
über + Akkusativ
صحبت کردن با صدای آهسته و اغلب به صورت پچپچ در مورد موضوعات خصوصی یا شایعات، معمولاً با لحنی کنجکاو یا غیبتگونه.
- Die Schüler ratschten im Unterricht über die neue Lehrerin, ohne dass der Professor es bemerkte.دانشآموزان در کلاس درباره معلم جدید پچپچ میکردند، بدون اینکه استاد متوجه شود.
- Man munkelte und ratschte hinter vorgehaltener Hand über die Gründe für seine plötzliche Kündigung.پشت پرده درباره دلایل استعفای ناگهانی او شایعهپراکنی و غیبت میشد.