فعل
خرناسکشیدن و خوابیدن (عامیانه)
معانی و تعاریف ratzen:
- خوابیدن یا چرت زدن (اصطلاح عامیانه و غیررسمی).
جملات نمونه برای ratzen:
Heute habe ich bis um elf Uhr ''geratzt.''
امروز تا ساعت یازده خوابیدم (خرناس کشیدم).
„''Ratzen'' mußte ich in Hermanns Schlafsack auf dem Fußboden.“
«مجبور شدم در کیسه خواب هرمان روی زمین بخوابم (خرناس بکشم).»
Ich habe gestern Abend richtig lange geratzt.
من دیشب واقعاً طولانی خوابیدم.