ratzen
خرناسکشیدن و خوابیدن (عامیانه)
Beispiele
- Heute habe ich bis um elf Uhr ''geratzt.امروز تا ساعت یازده خوابیدم (خرناس کشیدم).
- Ratzen'' mußte ich in Hermanns Schlafsack auf dem Fußboden.مجبور شدم در کیسه خواب هرمان روی زمین بخوابم (خرناس بکشم).
Bedeutungen
1
intransitiv
خوابیدن یا چرت زدن (اصطلاح عامیانه و غیررسمی).
- Ich habe gestern Abend richtig lange geratzt.من دیشب واقعاً طولانی خوابیدم.
- Nach der langen Wanderung wollte er nur noch ratzen.بعد از پیادهروی طولانی، او فقط میخواست بخوابد.