raubtierhaft

Aussprache: /ˈʁaʊ̯pˌtiːɐ̯haft/
Worttrennung: raub·tier·haft
صفت

شبیه حیوان درنده، درنده‌خو، وحشیانه

Bedeutungen

1

دارای خصوصیات یا رفتاری شبیه به حیوانات درنده، وحشی و تهاجمی.

  • Sein Blick war raubtierhaft und bedrohlich.نگاهش درنده‌خو و تهدیدآمیز بود.
  • Die raubtierhafte Natur des Wolfes ist bekannt.طبیعت درنده‌خوی گرگ شناخته شده است.
  • Er verteidigte sich mit einer raubtierhaften Energie.او با انرژی درنده‌خویانه از خود دفاع کرد.
2

به صورت مجازی یا استعاری، به معنای بی‌رحمانه، خشن و بدون ترحم.

  • Die Firma verfolgte eine raubtierhafte Expansionsstrategie.شرکت یک استراتژی توسعه بی‌رحمانه را دنبال می‌کرد.
  • Seine raubtierhaften Verhandlungen machten ihm viele Feinde.مذاکرات درنده‌خویانه او دشمنان زیادی برایش تراشید.
  • Die raubtierhafte Konkurrenz zwang kleinere Unternehmen zur Aufgabe.رقابت وحشیانه شرکت‌های کوچکتر را مجبور به ترک بازار کرد.