aufrauchen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌraʊ̯xən/
Worttrennung: auf·rau·chen
فعل

تا ته کشیدن (سیگار)، تمام کردن (ذخیره)

Bedeutungen

1 Akkusativ (eine Zigarette, eine Pfeife + aufrauchen)

یک سیگار، پیپ یا مشابه آن را تا انتها دود کردن؛ تمام کردن با دود کردن.

  • Er rauchte seine Zigarette zu Ende.او سیگارش را تا ته کشید.
  • Sie saß auf dem Balkon und rauchte eine Pfeife auf.او روی بالکن نشسته بود و یک پیپ را تا انتها دود کرد.
2 intransitiv (ist aufgeraucht)

به صورت خودکار یا طبیعی، دود شدن و تمام شدن؛ سوختن و از بین رفتن (برای سیگار، پیپ و غیره).

  • Die Kerze ist fast aufgeraucht.شمع تقریباً تمام شده است (سوخته است).
  • Nach einer Stunde war der Tabak im Topf aufgeraucht.پس از یک ساعت، تنباکو در پیپ سوخته و تمام شده بود.