raufen

Aussprache: /ˈraʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: rau·fen
فعل

کندن (گیاه)، دعوا کردن (بدون سلاح)

Beispiele

  • Rauf'' alles heraus, was wieder anwächst ist das Unkraut.هر چه دوباره رشد می‌کند را «بکن» (علف هرز است).
  • Wir ''raufen'' nicht, wir streiten nur.ما «دعوا» نمی‌کنیم، فقط بحث می‌کنیم.
  • Aber bevor ich irgendetwas unternehmen konnte, hatten die beiden Fanatiker schon zu ''raufen'' begonnen.اما قبل از اینکه بتوانم کاری انجام دهم، آن دو متعصب شروع به «دعوا» کرده بودند.

Bedeutungen

1 sich (reflexiv) / mit + Dativ

با کسی درگیر شدن، معمولاً با کشیدن مو یا لباس، یا به صورت فیزیکی اما نه لزوماً جدی.

  • Die Kinder raufen sich oft im Garten.بچه‌ها اغلب در باغ با هم گلاویز می‌شوند.
  • Er raufte sich mit seinem Bruder um das Spielzeug.او با برادرش بر سر اسباب‌بازی گلاویز شد.
2 sich (reflexiv)

موهای خود را از ناراحتی یا عصبانیت کشیدن.

  • Sie raufte sich die Haare vor Verzweiflung.او از ناامیدی موهایش را کشید.
  • Er raufte sich die Haare über die verlorene Chance.او از فرصت از دست رفته موهایش را کشید.