ausraufen
کندن, از ریشه درآوردن, دعوا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ausraufen)
چیزی را کندن، از ریشه درآوردن (مانند مو، علف هرز).
- Sie musste die Unkräuter im Garten ausraufen.او مجبور بود علفهای هرز باغچه را از ریشه بکند.
- Vor Kummer raufte sie sich die Haare aus.او از شدت غم موهایش را از ریشه میکشید.
2
sich (Akkusativ) + ausraufen
با هم دعوا کردن و به نتیجه رسیدن، اختلافات را حل کردن (معمولاً بعد از دعوا).
- Nach einem heftigen Streit raften sich die Brüder schließlich aus.پس از یک مشاجره شدید، برادران سرانجام اختلافاتشان را حل کردند.
- Sie raften sich aus, wer den letzten Kuchen essen darf.آنها با دعوا تعیین کردند که چه کسی آخرین کیک را بخورد.