ausraufen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʁaʊ̯fn̩/
Worttrennung: aus·rau·fen
فعل

کندن, از ریشه درآوردن, دعوا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas ausraufen)

چیزی را کندن، از ریشه درآوردن (مانند مو، علف هرز).

  • Sie musste die Unkräuter im Garten ausraufen.او مجبور بود علف‌های هرز باغچه را از ریشه بکند.
  • Vor Kummer raufte sie sich die Haare aus.او از شدت غم موهایش را از ریشه می‌کشید.
2 sich (Akkusativ) + ausraufen

با هم دعوا کردن و به نتیجه رسیدن، اختلافات را حل کردن (معمولاً بعد از دعوا).

  • Nach einem heftigen Streit raften sich die Brüder schließlich aus.پس از یک مشاجره شدید، برادران سرانجام اختلافاتشان را حل کردند.
  • Sie raften sich aus, wer den letzten Kuchen essen darf.آنها با دعوا تعیین کردند که چه کسی آخرین کیک را بخورد.