raunzen
نالیدن، غر زدن، گله کردن (جنوب آلمان و اتریش)
Beispiele
- Überall wird über die Politik ''geraunzt.همه جا درباره سیاست غرولند میشود.
- Er ''raunzt'' den ganzen Tag.او تمام روز غر میزند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول / über + Akkusativ
غرغر کردن، ناله کردن، شکایت کردن (به ویژه در گویشهای جنوبی آلمان و اتریش)
- Er raunzt immer über das Wetter.او همیشه از آب و هوا غرغر میکند.
- Hör auf zu raunzen und mach deine Arbeit!دست از ناله کردن بردار و کارت را انجام بده!