raunzen

Aussprache: /ˈʁaʊ̯ntsn̩/
Wortzerlegung: raun·zen
فعل

نالیدن، غر زدن، گله کردن (جنوب آلمان و اتریش)

Beispiele

  • Überall wird über die Politik ''geraunzt.همه جا درباره سیاست غرولند می‌شود.
  • Er ''raunzt'' den ganzen Tag.او تمام روز غر می‌زند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول / über + Akkusativ

غرغر کردن، ناله کردن، شکایت کردن (به ویژه در گویش‌های جنوبی آلمان و اتریش)

  • Er raunzt immer über das Wetter.او همیشه از آب و هوا غرغر می‌کند.
  • Hör auf zu raunzen und mach deine Arbeit!دست از ناله کردن بردار و کارت را انجام بده!