rauschten
زمزمه کردند، خشخش کردند (گذشته جمع)
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
توصیف صدای قوی و مداوم مانند صدای آبشار، باد شدید یا جمعیت زیاد به شکلی ادبی و شاعرانه.
- Das Wasser rauschte tosend über die Felsen in die Tiefe.آب با غرش مهیبی از روی صخرهها به اعماق فرو میریخت.
- Der Wind rauschte durch die alten Bäume des Waldes und erzeugte eine unheimliche Atmosphäre.باد در میان درختان کهنسال جنگل خشخش میکرد و فضایی وهمآلود ایجاد مینمود.
2
kein Akkusativ
عبور کردن یا پیش رفتن با سرعت زیاد و بدون وقفه، اغلب با ایجاد صدا یا هیجان.
- Die Menge rauschte durch die Straßen, um das siegreiche Team zu empfangen.جمعیت برای استقبال از تیم پیروز، با هیاهو در خیابانها پیش میرفت.
- Die Zeit rauschte dahin, ohne dass sie die Gelegenheit zur Reflexion fand.زمان به سرعت میگذشت بدون آنکه او فرصتی برای تأمل بیابد.