reinrauschen
با عجله وارد شدن، هجوم آوردن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (in etwas reinrauschen)
با سرعت زیاد و اغلب با سروصدا وارد مکانی شدن؛ هجوم آوردن به داخل.
- Die Menge rauschte in den Saal.جمعیت به داخل سالن هجوم آورد.
- Der LKW rauschte in die Kreuzung, ohne zu bremsen.کامیون بدون ترمز وارد تقاطع شد.