raushören
تشخیص دادن صدا، استنباط کردن از صحبت (عامیانه)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + aus + Dativ raushören
تفکیک و تشخیص یک صدا از میان شلوغی، یا استنباط احساس و مقصود نگفته از کلام (صورت محاورهای heraushören)
- Ich konnte aus ihren Worten eine große Sorge raushören.من توانستم از حرفهایش یک نگرانی بزرگ را استنباط کنم.
- Kannst du die Gitarre aus dem Song raushören?میتوانی صدای گیتار را از این آهنگ تشخیص دهی؟