raushören

Aussprache: /ˈʁaʊ̯sˌhøːʁən/
Worttrennung: raus·hö·ren
فعل

تشخیص دادن صدا، استنباط کردن از صحبت (عامیانه)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) + aus + Dativ raushören

تفکیک و تشخیص یک صدا از میان شلوغی، یا استنباط احساس و مقصود نگفته از کلام (صورت محاوره‌ای heraushören)

  • Ich konnte aus ihren Worten eine große Sorge raushören.من توانستم از حرف‌هایش یک نگرانی بزرگ را استنباط کنم.
  • Kannst du die Gitarre aus dem Song raushören?می‌توانی صدای گیتار را از این آهنگ تشخیص دهی؟