raushalten
دخالت نکردن، کنار کشیدن، بیرون نگه داشتن (عامپانه)
Bedeutungen
1
sich + aus + Dativ
خود را از موضوع، بحث یا دعوایی کنار کشیدن و دخالت نکردن (محاوره)
- Ich will mich aus euren Angelegenheiten lieber raushalten.من ترجیح میدهم در مسائل شما دخالت نکنم.
- Halte dich da raus, das geht dich nichts an!دخالت نکن، این موضوع به تو ربطی ندارد!
2
Akkusativ + aus + Dativ
کسی یا حیوان را مانع ورود ساختن و بیرون نگه داشتن (محاوره)
- Halte bitte den Hund aus der Küche raus!لطفاً سگ را خارج از آشپزخانه نگه دار (نگذار وارد شود)!
- Wir müssen die Kinder aus diesem Streit raushalten.ما باید بچهها را از این دعوا دور نگه داریم.