raushalten

Aussprache: /ˈraʊ̯sˌhaltən/
Wortzerlegung: raus·hal·ten
فعل

دخالت نکردن، کنار کشیدن، بیرون نگه داشتن (عامپانه)

Bedeutungen

1 sich + aus + Dativ

خود را از موضوع، بحث یا دعوایی کنار کشیدن و دخالت نکردن (محاوره)

  • Ich will mich aus euren Angelegenheiten lieber raushalten.من ترجیح می‌دهم در مسائل شما دخالت نکنم.
  • Halte dich da raus, das geht dich nichts an!دخالت نکن، این موضوع به تو ربطی ندارد!
2 Akkusativ + aus + Dativ

کسی یا حیوان را مانع ورود ساختن و بیرون نگه داشتن (محاوره)

  • Halte bitte den Hund aus der Küche raus!لطفاً سگ را خارج از آشپزخانه نگه دار (نگذار وارد شود)!
  • Wir müssen die Kinder aus diesem Streit raushalten.ما باید بچه‌ها را از این دعوا دور نگه داریم.