Konjugierte Form
فریاد زدن، هیاهو کردن
معانی و تعاریف raushingen:
- چیزی را از جایی بیرون آویزان کردن یا گذاشتن (معنای تحتاللفظی).
- خودنمایی کردن، پز دادن، به رخ کشیدن (اغلب در اصطلاحاتی مانند "den dicken Max raushängen lassen").
جملات نمونه برای raushingen:
Sie hat die Wäsche zum Trocknen rausgehängt.
او لباسها را برای خشک شدن بیرون آویزان کرد.
Der Hund hat die Zunge rausgehängt, weil ihm heiß war.
سگ زبانش را بیرون آویزان کرده بود چون گرمش بود.
Er muss immer den dicken Max raushängen lassen.
او همیشه باید پز بدهد/خودنمایی کند.