rausholen
بیرون آوردن، درآوردن، نجات دادن، حداکثر نتیجه را گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) aus etwas (Dativ) rausholen
چیزی را از داخل کیف، کمد یا جایی تنگ بیرون آوردن (شکل عامیانهترِ herausholen)
- Kannst du bitte die Bücher aus dem Regal rausholen?میتوانی لطفاً کتابها را از قفسه بیرون بیاوری؟
- Er musste den Ball aus dem Gebüsch rausholen.او مجبور شد توپ را از داخل بوتهها بیرون بیاورد.
2
jemanden (Akkusativ) aus etwas (Dativ) rausholen
کسی را از وضعیت خطرناک، زندان یا شرایط دشوار نجات دادن
- Die Feuerwehr musste die Katze aus dem Baum rausholen.آتشنشانی مجبور شد گربه را از درخت نجات دهد.
- Wir müssen ihn aus dieser schwierigen Lage rausholen.ما باید او را از این وضعیت دشوار نجات دهیم.
3
das Beste/Maximum (Akkusativ) aus etwas (Dativ) rausholen
حداکثر بهره یا نتیجه ممکن را از یک موقعیت یا تیم گرفتن
- Wir müssen das Beste aus der Situation rausholen.ما باید بهترین استفاده را از این وضعیت ببریم.
- Der Trainer versucht, das Maximum aus seinem Team rauszuholen.مربی تلاش میکند حداکثر توانایی را از تیمش بیرون بکشد.