rausliessen

Aussprache: /ˈʁaʊ̯sliːsən/
Wortzerlegung: raus·lies·sen
Wort

رها کردن، بیرون دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (کسی/چیزی که اجازه خروج می‌یابد)

اجازه دادن به کسی یا چیزی برای خروج از یک مکان یا وضعیت محدود (شکل قدیمی‌تر یا غیررسمی‌تر از rauslassen).

  • Man hat den Hund endlich aus dem Zwinger rausliessen.سرانجام به سگ اجازه دادند از لانه خارج شود.
  • Der Lehrer erlaubte den Schülern, vorzeitig das Klassenzimmer zu rausliessen.معلم به دانش‌آموزان اجازه داد کلاس درس را زودتر ترک کنند.