rausliessen
رها کردن، بیرون دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (کسی/چیزی که اجازه خروج مییابد)
اجازه دادن به کسی یا چیزی برای خروج از یک مکان یا وضعیت محدود (شکل قدیمیتر یا غیررسمیتر از rauslassen).
- Man hat den Hund endlich aus dem Zwinger rausliessen.سرانجام به سگ اجازه دادند از لانه خارج شود.
- Der Lehrer erlaubte den Schülern, vorzeitig das Klassenzimmer zu rausliessen.معلم به دانشآموزان اجازه داد کلاس درس را زودتر ترک کنند.