فعل
از جا کندن، از ریشه درآوردن (با خشونت یا عجله)
معانی و تعاریف rausrupfen:
- چیزی را با زور یا با ریشه از جایی بیرون کشیدن یا کندن (شکل محاورهای herausrupfen).
جملات نمونه برای rausrupfen:
„Natürlich muss man jetzt nicht alle Pflanzen ''rausrupfen.''“
البته لازم نیست الان همه گیاهان را "از ریشه درآورد".
Kannst du bitte die alten Blumen rausrupfen?
میتوانی لطفاً گلهای قدیمی را از ریشه بکنی؟
Er hat sich einen Splitter aus dem Finger rausgerupft.
او یک تراشه را از انگشتش بیرون کشید.