rausschicken
بیرون فرستادن، اخراج کردن، ارسال کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(محاورهای) کسی یا چیزی را از یک مکان به بیرون فرستادن
- Schick mal die Kinder raus, damit sie spielen können.بچهها رو بفرست بیرون تا بتونن بازی کنن.
- Er wurde aus dem Club rausgeschickt, weil er zu laut war.او را از کلاب بیرون کردند چون خیلی سروصدا میکرد.
2
Akkusativ
(محاورهای) کسی را برای انجام کاری به جایی اعزام کردن یا فرستادن
- Wir müssen schnell einen Handwerker rausschicken.ما باید سریع یک تعمیرکار بفرستیم.
- Hast du die E-Mail schon rausgeschickt?ایمیل رو فرستادی؟