rauszuhängen
آویزان کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور آشکار و غالباً با لحنی تحقیرآمیز یا طعنهآمیز چیزی را به نمایش گذاشتن یا نشان دادن؛ خود را به رخ کشیدن یا به نمایش گذاشتن یک وضعیت یا احساس به شکلی اغراقآمیز.
- Er pflegte seine intellektuelle Überlegenheit herauszuhängen, was bei seinen Kollegen auf wenig Gegenliebe stieß.او عادت داشت برتری فکری خود را به رخ بکشد، که در میان همکارانش با استقبال چندانی روبرو نمیشد.
- Sie ließ ihre Trauer offen zur Schau hängen, um Mitleid zu erregen, doch die Geste wirkte aufgesetzt.او اندوه خود را آشکارا به نمایش گذاشت تا ترحم برانگیزد، اما این حرکت تصنعی به نظر میرسید.
2
Akkusativ
در معنای تحتاللفظی، چیزی را از یک پنجره یا لبه آویزان کردن.
- Die Wäsche hing zum Trocknen aus dem Fenster heraus.لباسها برای خشک شدن از پنجره آویزان شده بودند.
- Er ließ ein Transparent mit einer politischen Botschaft aus dem Balkon heraushängen.او بنری با پیامی سیاسی از بالکن آویزان کرد.