reüssieren
موفق شدن، درخشش داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در کاری موفق شدن، به نتیجه مطلوب رسیدن یا به رسمیت شناخته شدن (معمولاً در زمینه حرفهای یا هنری).
- Sie hat mit ihrem ersten Roman sofort reüssiert.او با اولین رمانش فوراً موفق شد.
- Der junge Schauspieler reüssierte an der Bühne und wurde berühmt.بازیگر جوان در صحنه درخشید و مشهور شد.