reagibel

Aussprache: /reaˈɡiːbl̩/
Worttrennung: re·a·gi·bel
صفت

واکنش‌پذیر، حساس (به محرک)

Bedeutungen

1

قابلیت نشان دادن واکنش یا پاسخ به یک محرک، دارو یا درمان خاص.

  • Der Tumor war auf die Behandlung gut reagibel.تومور به درمان به خوبی واکنش‌پذیر بود.
  • Manche Patienten sind auf dieses Medikament besonders reagibel.برخی از بیماران به این دارو به خصوص واکنش‌پذیر هستند.
  • Die Pflanze ist sehr reagibel auf Veränderungen der Lichtverhältnisse.این گیاه به تغییرات نور بسیار حساس است.
2

در پزشکی، به بیماری یا وضعیتی که به درمان پاسخ می‌دهد.

  • Die Krankheit ist in diesem Stadium noch gut reagibel.این بیماری در این مرحله هنوز به خوبی قابل درمان است.
  • Ein reagibler Zustand bedeutet, dass die Therapie wahrscheinlich anschlagen wird.یک وضعیت واکنش‌پذیر به این معنی است که احتمالاً درمان مؤثر خواهد بود.
  • Die Ärzte hoffen, dass der Patient auf die neue Therapie reagibel sein wird.پزشکان امیدوارند که بیمار به درمان جدید واکنش نشان دهد.