abreagieren
تخلیه کردن (هیجانات)، خود را آرام کردن، خود را تسکین دادن
Beispiele
- Peter ''reagiert'' seinen beruflichen Stress immer am Golfplatz ''ab.پیتر همیشه استرس کاری خود را در زمین گلف تخلیه میکند.
- Schnelles Autofahren ist zwar ein beliebtes, aber kein geeignetes Mittel, um ''sich abzureagieren.رانندگی سریع اگرچه روشی محبوب است، اما وسیله مناسبی برای تخلیه هیجانات نیست.
Bedeutungen
1
sich
تخلیه کردن (عصبانیت، استرس)، خود را آرام کردن (با انجام کاری برای کاهش تنش)
- Er muss sich nach dem Streit abreagieren.او باید بعد از دعوا خودش را تخلیه کند.
- Sie geht joggen, um sich abreagieren zu können.او برای اینکه بتواند خودش را تخلیه کند، به دویدن میرود.