abreagieren

Aussprache: /ˈapʔare̯aˌɡiːrən/
Wortzerlegung: ab·rea·gie·ren
فعل

تخلیه کردن (هیجانات)، خود را آرام کردن، خود را تسکین دادن

Beispiele

  • Peter ''reagiert'' seinen beruflichen Stress immer am Golfplatz ''ab.پیتر همیشه استرس کاری خود را در زمین گلف تخلیه می‌کند.
  • Schnelles Autofahren ist zwar ein beliebtes, aber kein geeignetes Mittel, um ''sich abzureagieren.رانندگی سریع اگرچه روشی محبوب است، اما وسیله مناسبی برای تخلیه هیجانات نیست.

Bedeutungen

1 sich

تخلیه کردن (عصبانیت، استرس)، خود را آرام کردن (با انجام کاری برای کاهش تنش)

  • Er muss sich nach dem Streit abreagieren.او باید بعد از دعوا خودش را تخلیه کند.
  • Sie geht joggen, um sich abreagieren zu können.او برای اینکه بتواند خودش را تخلیه کند، به دویدن می‌رود.