reaktiviert
دوباره فعال شده، احیا شده
Bedeutungen
1
چیزی که دوباره فعال یا به کار انداخته شده است؛ احیا شده.
- Die reaktivierte Maschine lief wieder einwandfrei.ماشین دوباره فعال شده دوباره بینقص کار کرد.
- Der alte Vertrag wurde reaktiviert und die Zusammenarbeit fortgesetzt.قرارداد قدیمی دوباره فعال شد و همکاری ادامه یافت.
- Nach der Reparatur wurde das System reaktiviert.پس از تعمیر، سیستم دوباره فعال شد.