reaktiv
واکنشپذیر، فعالشونده
Bedeutungen
1
دارای تمایل به واکنش نشان دادن؛ به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا واکنش نشان دادن به محرکها یا مواد دیگر.
- Manche Menschen sind sehr reaktiv auf bestimmte Medikamente.برخی افراد به داروهای خاصی بسیار واکنشپذیر هستند.
- Die Haut ist reaktiv und wird leicht rot.پوست واکنشپذیر است و به راحتی قرمز میشود.
- Das Gas ist sehr reaktiv und muss vorsichtig gehandhabt werden.این گاز بسیار واکنشپذیر است و باید با احتیاط با آن کار کرد.
2
در شیمی، به مادهای گفته میشود که به راحتی با مواد دیگر واکنش میدهد.
- Natrium ist ein hoch reaktives Metall.سدیم یک فلز بسیار واکنشپذیر است.
- Diese Chemikalie ist reaktiv und kann gefährlich sein.این ماده شیمیایی واکنشپذیر است و میتواند خطرناک باشد.
- Die reaktiven Eigenschaften des Elements wurden untersucht.ویژگیهای واکنشپذیری این عنصر مورد بررسی قرار گرفت.
3
در روانشناسی، به جای عمل کردن، واکنش نشان دادن؛ منفعلانه عمل کردن.
- Er ist eher reaktiv als proaktiv in seiner Arbeit.او در کارش بیشتر واکنشگرا تا عملگرا است.
- Ihre Entscheidung war eine reaktive Antwort auf die Krise.تصمیم او پاسخی واکنشی به بحران بود.
- Ein reaktives Verhalten kann manchmal problematisch sein.یک رفتار واکنشی گاهی اوقات میتواند مشکلساز باشد.