reaktiv

Aussprache: /ˌreakˈtiːf/
Worttrennung: re·ak·tiv
صفت

واکنش‌پذیر، فعال‌شونده

Bedeutungen

1

دارای تمایل به واکنش نشان دادن؛ به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا واکنش نشان دادن به محرک‌ها یا مواد دیگر.

  • Manche Menschen sind sehr reaktiv auf bestimmte Medikamente.برخی افراد به داروهای خاصی بسیار واکنش‌پذیر هستند.
  • Die Haut ist reaktiv und wird leicht rot.پوست واکنش‌پذیر است و به راحتی قرمز می‌شود.
  • Das Gas ist sehr reaktiv und muss vorsichtig gehandhabt werden.این گاز بسیار واکنش‌پذیر است و باید با احتیاط با آن کار کرد.
2

در شیمی، به ماده‌ای گفته می‌شود که به راحتی با مواد دیگر واکنش می‌دهد.

  • Natrium ist ein hoch reaktives Metall.سدیم یک فلز بسیار واکنش‌پذیر است.
  • Diese Chemikalie ist reaktiv und kann gefährlich sein.این ماده شیمیایی واکنش‌پذیر است و می‌تواند خطرناک باشد.
  • Die reaktiven Eigenschaften des Elements wurden untersucht.ویژگی‌های واکنش‌پذیری این عنصر مورد بررسی قرار گرفت.
3

در روانشناسی، به جای عمل کردن، واکنش نشان دادن؛ منفعلانه عمل کردن.

  • Er ist eher reaktiv als proaktiv in seiner Arbeit.او در کارش بیشتر واکنش‌گرا تا عمل‌گرا است.
  • Ihre Entscheidung war eine reaktive Antwort auf die Krise.تصمیم او پاسخی واکنشی به بحران بود.
  • Ein reaktives Verhalten kann manchmal problematisch sein.یک رفتار واکنشی گاهی اوقات می‌تواند مشکل‌ساز باشد.