abrebeln
دانهها را جدا کردن (از خوشه یا ساقه)، پوست کندن (میوه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abrebeln)
(کشاورزی، به ویژه در مورد انگور) حبهها را از خوشه جدا کردن، یا برگها را از ساقه جدا کردن.
- Die Trauben müssen sorgfältig von den Stielen abgerebelt werden.انگورها باید با دقت از ساقهها جدا شوند.
- Der Winzer abrebelte die letzten Trauben des Jahrgangs.شرابساز آخرین خوشههای انگور سال را جدا کرد.