فعل
شنکش زدن، چمن یا برگها را با شنکش جمع کردن
معانی و تعاریف rechen:
- چنگک زدن، شنکش کردن (برگها، یونجه و غیره)
جملات نمونه برای rechen:
Soll man gemähtes Gras liegen lassen oder ''rechen?''
آیا باید چمن درو شده را به حال خود رها کرد یا شنکش زد؟
Er rechente das Laub im Garten zusammen.
او برگها را در باغ جمع کرد.
Wir müssen noch den Rasen rechen.
ما هنوز باید چمن را شنکش کنیم.