gegenrechnen

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌrɛçnən/
Worttrennung: ge·gen·rech·nen
فعل

دوباره محاسبه کردن، بررسی کردن، تهاتر کردن

Bedeutungen

1 (etwas) gegen (etwas) rechnen

یک بدهی یا طلب را با بدهی یا طلب دیگری تهاتر کردن یا از آن کسر کردن؛ محاسبه متقابل انجام دادن.

  • Wir können die offenen Rechnungen gegeneinander aufrechnen.ما می‌توانیم صورت‌حساب‌های باز را با یکدیگر تهاتر کنیم.
  • Er versuchte, seine Ausgaben gegen die Einnahmen gegenzurechnen, um den Gewinn zu ermitteln.او سعی کرد هزینه‌های خود را با درآمدها محاسبه کند تا سود را مشخص نماید.
2 (etwas) gegen (etwas) rechnen

یک مزیت یا نکته مثبت را در برابر یک عیب یا نکته منفی در نظر گرفتن؛ ارزیابی متقابل کردن.

  • Man muss die Vorteile gegen die Nachteile gegeneinander rechnen.باید مزایا را در برابر معایب سنجید.
  • Sie rechnete die Risiken gegen die potenziellen Gewinne gegeneinander.او ریسک‌ها را در برابر سودهای بالقوه ارزیابی کرد.