aufrechnen
تسویه کردن، تهاتر کردن، محاسبه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) + mit + Dativ (etwas/jemandem)
بدهیها یا مطالبات متقابل را با کسر کردن از یکدیگر تسویه کردن؛ تهاتر کردن.
- Wir werden die gegenseitigen Forderungen aufrechnen.ما بدهیها و مطالبات متقابل را تسویه خواهیم کرد.
- Er rechnete seine Miete gegen die Reparaturkosten auf.او اجارهبهای خود را با هزینههای تعمیرات تهاتر کرد.
2
Akkusativ (etwas) + gegen + Akkusativ (etwas)
مزایا و معایب، یا نتایج مثبت و منفی را با هم مقایسه کردن و سنجیدن.
- Man muss die Vorteile gegen die Nachteile aufrechnen.باید مزایا را در برابر معایب سنجید.
- Sie rechnete die Erfolge gegen die Misserfolge auf, um eine Bilanz zu ziehen.او موفقیتها را در مقابل شکستها مقایسه کرد تا گزارشی تهیه کند.