vorrechnen
محاسبه کردن و توضیح دادن، حساب کردن؛ سرزنش کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas vorrechnen)
محاسبه کردن یک مقدار یا هزینه و ارائه آن به همراه توضیحات؛ نشان دادن نحوه محاسبه چیزی به کسی.
- Der Verkäufer rechnete uns die Gesamtkosten für das Auto vor.فروشنده کل هزینههای ماشین را برای ما محاسبه و توضیح داد.
- Kannst du mir bitte vorrechnen, wie viel wir sparen müssen?میتوانی لطفاً برای من محاسبه کنی که چقدر باید پسانداز کنیم؟
2
Dativ (jemandem) + Akkusativ (Fehler/etwas vorwerfen)
به صورت مجازی، اشتباهات یا کوتاهیهای کسی را به او یادآوری کردن؛ سرزنش کردن یا ایراد گرفتن.
- Sie rechnete ihm seine Versäumnisse bei der Arbeit vor.او کوتاهیهایش را در کار به او یادآوری کرد.
- Der Trainer rechnete dem Spieler seine mangelnde Disziplin vor.مربی عدم انضباط بازیکن را به او گوشزد کرد.