rechtsverbindlich
الزامآور قانونی، دارای اعتبار حقوقی، با قابلیت اجرای قانونی
Beispiele
- Der Kaufvertrag wurde ''rechtsverbindlich'' abgeschlossen.قرارداد خرید بهصورت الزامآورِ قانونی منعقد شد.
- Mit Ihrer und meiner Unterschrift wird unsere Vereinbarung ''rechtsverbindlich''.با امضای شما و من، توافق ما اعتبار قانونی پیدا میکند.
- Diese Aussage ist eine bloße Absichtserklärung und nicht ''rechtsverbindlich''.این اظهارات صرفاً یک پیشنویس/تعهد اولیه است و الزامآور قانونی نیست.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ
(حقوقی و اداری) توصیف پیمان، سند، امضا یا قراردادی که بر اساس قانون ایجاد تعهد میکند و در دادگاه یا مراجع قانونی قابل پیگیری و اجراست.
- Der notariell beurkundete Vertrag ist für beide Parteien rechtsverbindlich.قرارداد محضری برای هر دو طرف الزامآور قانونی است.
- Eine mündliche Zusage ist nicht immer rechtsverbindlich.یک قول شفاهی همیشه دارای اعتبار و الزام قانونی نیست.