recykeln
بازیافت کردن
Beispiele
- Ich habe bei zahlreichen Besorgungen und größeren Einkäufen der letzten Wochen fast ausschließlich Plastiktüten in die Hand gedrückt bekommen: nicht verrottendes Zeug, das nicht wiederverwandt oder ''recykelt werden'' kann und das noch für unsere Enkel Probleme schaffen wird.من در بسیاری از خریدها و خریدهای بزرگ هفتههای گذشته تقریباً منحصراً کیسههای پلاستیکی دریافت کردم: موادی که تجزیه نمیشوند، قابل استفاده مجدد یا بازیافت نیستند و برای نوادگان ما مشکل ایجاد خواهند کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مواد زائد را جمعآوری و پردازش کردن تا بتوان دوباره از آنها استفاده کرد (شکل املایی کمتر رایج برای recyceln).
- Wir müssen mehr Müll recykeln, um die Umwelt zu schützen.ما باید زبالههای بیشتری را بازیافت کنیم تا از محیط زیست محافظت کنیم.
- Altpapier wird in vielen Ländern recykelt.کاغذ باطله در بسیاری از کشورها بازیافت میشود.