schönreden
ماستمالی کردن، توجیه کردن، زیبا جلوه دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas schönreden) / sich (Dativ) etwas schönreden
یک وضعیت بد، شکست یا مشکل را بهتر از آنچه هست جلوه دادن یا توجیه نمودن.
- Er versucht immer, seine Fehler schönzureden.او همیشه سعی میکند اشتباهاتش را توجیه کند.
- Man sollte die Situation nicht schönreden.نباید وضعیت را بهتر از آنچه هست جلوه داد.