wegreden

Aussprache: /ˈvɛkˌʁeːdn̩/
Wortzerlegung: weg·re·den
فعل

انکار کردن، با صحبت توجیه و حذف کردن، نادیده گرفتن با کلام

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas wegreden)

مشکل یا واقعیتی را با حرف زدن انکار کردن یا کم‌اهمیت نشان دادن تا وجودش کتمان شود

  • Er versuchte, die offensichtlichen Mängel einfach wegzureden.او سعی کرد نقایص آشکار را به سادگی با حرف زدن انکار کند.
  • Man kann diese Tatsachen nicht einfach wegreden.نمی‌توان این واقعیت‌ها را به همین راحتی کتمان کرد.
2 sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) + wegreden

با صحبت کردن و تلقین مثبت، حسی منفی مانند ترس یا درد را از خود دور کردن

  • Sie versuchte, sich die Angst vor der Operation wegzureden.او سعی کرد با گفتگو با خود، ترس از عمل جراحی را دور کند.
  • Manchmal kann man sich Sorgen durch ein gutes Gespräch wegreden.گاهی می‌توان نگرانی‌ها را با یک گفتگوی خوب از بین برد.