totreden

Aussprache: /ˈtoːtˌʁeːdn̩/
Worttrennung: tot·re·den
فعل

با بحث‌های طولانی لوث کردن، از رونق انداختن (موضوع با زیاده‌گویی)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas totreden)

کشتن یا از بین بردن جذابیت، ارزش یا شانس موفقیت یک موضوع، طرح یا ایده از طریق بحث و گفتگو، تحلیل یا انتقاد بیش از حد و طولانی.

  • Wir dürfen die Idee nicht totreden, bevor wir sie überhaupt geprüft haben.نباید ایده را قبل از اینکه اصلاً بررسی کنیم، با بحث زیاد از بین ببریم.
  • Die ständige Kritik hat das Projekt totgeredet.انتقاد مداوم پروژه را لوث و بی‌اثر کرد.