صفت
خطابی، سخنوری
جملات نمونه برای rednerisch:
„Nach dem Krieg diente er dem Münchner Reichswehrkommando wegen seiner ''rednerischen'' Begabung zunächst als Schulungsredner.“
«پس از جنگ، او به دلیل استعداد سخنوری خود ابتدا به عنوان سخنران آموزشی برای فرماندهی ارتش مونیخ خدمت کرد.»