refften
بادبانها را جمع میکردند (گذشته ساده، سوم شخص جمع یا اول/سوم شخص مفرد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد یک شکاف یا پارگی در مادهای مانند پارچه، چرم یا کاغذ، اغلب به دلیل کشش یا برخورد با جسم تیز.
- Der scharfe Ast hat den Stoff seiner Hose beim Durchgehen gerefft.شاخه تیز هنگام عبور، پارچه شلوار او را پاره کرد.
- Beim Versuch, das alte Siegel zu öffnen, hat er das Dokument versehentlich gerefft.هنگام تلاش برای باز کردن مُهر قدیمی، او به طور تصادفی سند را شکافت.