refraktär
مقاوم، سرسخت (در برابر درمان یا اثرات فیزیکی/شیمیایی)
Bedeutungen
1
مقاوم یا غیرقابل پاسخگویی در برابر درمانهای پزشکی، داروها یا سایر مداخلات.
- Der Patient leidet an einer refraktären Form der Krankheit.بیمار از نوع مقاوم بیماری رنج میبرد.
- Manche Bakterien entwickeln sich gegen Antibiotika refraktär.برخی باکتریها در برابر آنتیبیوتیکها مقاوم میشوند.
- Die refraktäre Epilepsie spricht nicht auf herkömmliche Medikamente an.صرع مقاوم به داروهای معمول پاسخ نمیدهد.
2
مقاوم در برابر تأثیرات فیزیکی یا شیمیایی؛ غیرقابل نفوذ یا تغییر.
- Das Material ist refraktär gegenüber hohen Temperaturen.این ماده در برابر دماهای بالا مقاوم است.
- Ein refraktärer Stoff wird oft in Öfen verwendet.یک ماده مقاوم در برابر حرارت اغلب در کورهها استفاده میشود.
- Die refraktäre Natur des Gesteins machte die Bohrung schwierig.طبیعت مقاوم سنگ، حفاری را دشوار کرد.