refraktär

Aussprache: /ʁefʁakˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: re·frak·tär
صفت

مقاوم، سرسخت (در برابر درمان یا اثرات فیزیکی/شیمیایی)

Bedeutungen

1

مقاوم یا غیرقابل پاسخگویی در برابر درمان‌های پزشکی، داروها یا سایر مداخلات.

  • Der Patient leidet an einer refraktären Form der Krankheit.بیمار از نوع مقاوم بیماری رنج می‌برد.
  • Manche Bakterien entwickeln sich gegen Antibiotika refraktär.برخی باکتری‌ها در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم می‌شوند.
  • Die refraktäre Epilepsie spricht nicht auf herkömmliche Medikamente an.صرع مقاوم به داروهای معمول پاسخ نمی‌دهد.
2

مقاوم در برابر تأثیرات فیزیکی یا شیمیایی؛ غیرقابل نفوذ یا تغییر.

  • Das Material ist refraktär gegenüber hohen Temperaturen.این ماده در برابر دماهای بالا مقاوم است.
  • Ein refraktärer Stoff wird oft in Öfen verwendet.یک ماده مقاوم در برابر حرارت اغلب در کوره‌ها استفاده می‌شود.
  • Die refraktäre Natur des Gesteins machte die Bohrung schwierig.طبیعت مقاوم سنگ، حفاری را دشوار کرد.