refusieren
رد کردن، نپذیرفتن
Beispiele
- Manch einen Kandidaten ''refusierte'' er sogar aufgrund nichtiger Dinge.او حتی برخی از نامزدها را به دلایل ناچیز رد میکرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رد کردن، نپذیرفتن (چیزی، اغلب به صورت رسمی یا قدیمی)
- Er refusierte das großzügige Angebot ohne Zögern.او پیشنهاد سخاوتمندانه را بدون تردید رد کرد.
- Die Bank hat meinen Kreditantrag leider refusiert.متأسفانه بانک درخواست وام من را رد کرد.