regelten
قانونگذاری کردند، تنظیم کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی یا با دقت، شرایط، امور یا روابط پیچیده را تنظیم کردن، مرتب کردن یا حل و فصل کردن.
- Die beiden Parteien einigten sich darauf, die strittigen Grenzverläufe abschließend zu regeln.دو طرف توافق کردند که اختلافات مرزی مورد مناقشه را به طور نهایی حل و فصل کنند.
- Es ist wichtig, die Nachfolge im Unternehmen klar und fair zu regeln.مهم است که جانشینی در شرکت به صورت واضح و عادلانه تنظیم شود.