regenerieren
بازسازی کردن، ریکاوری کردن
Beispiele
- Nach einem Sonnenbrand ''regeneriert'' die Haut ''sich'' zwar, unsichtbare Schäden bleiben trotzdem und verursachen später möglicherweise Hautkrebs.پس از آفتابسوختگی، پوست خود را بازسازی میکند، اما آسیبهای نامرئی همچنان باقی میمانند و ممکن است بعداً باعث سرطان پوست شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بازسازی یا احیا کردن، به حالت اولیه برگرداندن.
- Der Körper kann beschädigte Zellen regenerieren.بدن میتواند سلولهای آسیبدیده را بازسازی کند.
- Nach dem Brand musste der Wald sich langsam regenerieren.پس از آتشسوزی، جنگل باید به آرامی خود را بازسازی میکرد.
2
sich
خود را بازسازی کردن، تجدید قوا کردن، استراحت کردن برای بازیابی انرژی.
- Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich regenerieren.بعد از یک روز کاری طولانی، باید تجدید قوا کنم.
- Sportler brauchen ausreichend Schlaf, um sich zu regenerieren.ورزشکاران برای ریکاوری به خواب کافی نیاز دارند.