regenerieren

Aussprache: /reɡeneˈriːrən/
Wortzerlegung: re·ge·ne·rie·ren
فعل

بازسازی کردن، ریکاوری کردن

Beispiele

  • Nach einem Sonnenbrand ''regeneriert'' die Haut ''sich'' zwar, unsichtbare Schäden bleiben trotzdem und verursachen später möglicherweise Hautkrebs.پس از آفتاب‌سوختگی، پوست خود را بازسازی می‌کند، اما آسیب‌های نامرئی همچنان باقی می‌مانند و ممکن است بعداً باعث سرطان پوست شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را بازسازی یا احیا کردن، به حالت اولیه برگرداندن.

  • Der Körper kann beschädigte Zellen regenerieren.بدن می‌تواند سلول‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند.
  • Nach dem Brand musste der Wald sich langsam regenerieren.پس از آتش‌سوزی، جنگل باید به آرامی خود را بازسازی می‌کرد.
2 sich

خود را بازسازی کردن، تجدید قوا کردن، استراحت کردن برای بازیابی انرژی.

  • Nach einem langen Arbeitstag muss ich mich regenerieren.بعد از یک روز کاری طولانی، باید تجدید قوا کنم.
  • Sportler brauchen ausreichend Schlaf, um sich zu regenerieren.ورزشکاران برای ریکاوری به خواب کافی نیاز دارند.