regerminieren

Aussprache: /reːɡɛʁminiːʁən/
Wortzerlegung: re·ger·mi·nie·ren
فعل

دوباره جوانه زدن، دوباره روییدن

Beispiele

  • Unter der Annahme, dass die Dioscorea-Knollen während der Wintermonate am größten sind, sollten die Tiere das Futter ernten, bevor die Knollen ''regerminieren.با این فرض که غده‌های دیوسکوریا در ماه‌های زمستان بزرگترین هستند، حیوانات باید قبل از اینکه غده‌ها دوباره جوانه بزنند، علوفه را برداشت کنند.

Bedeutungen

1 direktes Objekt (Akkusativ) یا mit + Dativ (برای بیان عامل)

رشد مجدد یا شروع دوباره رشد از ریشه‌ها یا ساقه‌های باقی‌مانده پس از آسیب، هرس یا دوره‌ای از رکود. این اصطلاح می‌تواند به صورت استعاری برای احیای یک ایده یا سازمان نیز به کار رود.

  • Nach dem Brand begann die Vegetation auf dem Hang, langsam zu regerminieren.پس از آتش‌سوزی، پوشش گیاهی دامنه تپه شروع به جوانه زدن مجدد کرد.
  • Trotz der anfänglichen Misserfolge hoffte der Gründer, dass seine innovative Geschäftsidee doch noch regerminieren würde.علیرغم شکست‌های اولیه، بنیانگذار امیدوار بود که ایده نوآورانه کسب و کارش در نهایت دوباره جان بگیرد.