regieren
حکمرانی کردن، حکومت کردن، (در گرامر) طلب کردن حالت خاصی از اسم
Beispiele
- Gerhard Schröder ''regierte'' Deutschland von 1998 bis 2005.گرهارد شرودر از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ بر آلمان حکومت کرد.
- Ebenso sensibel für Empfindlichkeiten ''regierte'' Theoderich seine höchst unterschiedlichen Untertanen.تئودوریک نیز با همان حساسیت نسبت به ظرافتها، بر رعایای بسیار متفاوت خود حکومت میکرد.
Bedeutungen
1
(intransitiv oder Akkusativ)
حکومت کردن، فرمانروایی کردن، اداره کردن
- Die Partei regiert seit vier Jahren das Land.این حزب چهار سال است که بر کشور حکومت میکند.
- Ein König regierte das Reich mit eiserner Hand.پادشاهی با مشت آهنین بر امپراتوری فرمانروایی میکرد.
2
(intransitiv)
حاکم بودن، غالب بودن (مجازی، مثلاً سکوت)
- Im Saal regierte eine gespannte Stille.سکوت پرتنشی در سالن حکمفرما بود.
- Chaos regierte nach dem Erdbeben.پس از زلزله، هرج و مرج حاکم بود.