durchregieren
بدون مانع حکومت کردن، با اکثریت قاطع حکومت کردن
Bedeutungen
1
ohne Präposition
یک دوره قانونگذاری یا دوره تصدی را به طور کامل حکومت کردن، بدون نیاز به ائتلاف یا مواجهه با مخالفت شدید (با اکثریت قاطع).
- Die Partei konnte dank ihrer Mehrheit fast vier Jahre durchregieren.حزب توانست به لطف اکثریت خود، تقریباً چهار سال بدون مانع حکومت کند.
- Es ist selten, dass eine Regierung eine ganze Legislaturperiode durchregieren kann.به ندرت پیش میآید که یک دولت بتواند کل دوره قانونگذاری را بدون مانع حکومت کند.